امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 28 روز سن داره

مسافری از بهشت

این روزها...

1392/12/20 21:53
نویسنده : nastaran
166 بازدید
اشتراک گذاری

فندق ما این روزها حسابی شیطون و شیرین شده.

عشق من خیلی سینه خیز نمی ری،بیشتر تلاش می کنی چهار دست و پا بری!قشنگ روی دست و پاهات بلند میشی اما نمی تونی بری جلو،کمی تو همین حالت می مونی،بعد خسته میشی دراز می کشی.

گفته بودم همین روزهاست که پاهات رو بخوری،جمعه 16/12 برای اولین بار پاهات رو هم کردی تو دهانت و شروع کردی به مکیدن انگشتهات.بعد از چند دقیقه هم سرت رو تند تند این طرف و اون طرف کردی و با انگشتهای پات لثه هات رو خاروندی.الهی قربونت برم من که این دندانها انقدر عذابت می دن...

عشق مامان یکشنبه 18/12 من و شما و بابایی رفتیم بانک پاسارگاد و برای شما حساب "اندوخته فردا" باز کردیم.وقتی رفتیم تو بانک واکنشت خیلی جالب بود.با تعجب همه جا رو نگاه می کردی،می خندیدی و از خودت صدا درمیاوردی.توجه کارمندان بانک و بعضی از مشتری ها رو به خودت جلب کرده بودی.وقتی هم کارمون تمام شد و می خواستیم بیایم،معاون بانک که خانم مهربون و خوش برخوردی بود گفت برات اسفند دود کنم.

اون روز هم برای اولین بار نشوندیمت روی صندلی ماشینت.اولش کمی غر زدی اما بعد آروم شدی.

نازپسرم تازگی ها خودت رو برامون لوس هم می کنی.الکی ژست گریه می گیری یا شکل های مختلف از خودت درمیاری.فدای جوجوم بشم که خودشو اینجوری لوس می کنه...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)